خاطره ای از شهید سرتیپ خلبان محمود خضرایی
تدبیر به موقع
هنگام اذان ظهر بود به اتفاق جناب خضرایی از رو به روی یکی از گردانهای آموزشی مرکز آموزشهای هوایی به طرف مسجد می رفتیم . صدای دلنشین اذان روح تازه ای به جانها می بخشید و همه را برای راز و نیاز با معشوق فرا می خواند . کمی آن طرف تر گروهانی با صفوف نظامی به سمت مسجد می دویدند . از آنجا که هنر آموزان آن گروهان هنوز بدون سردوشی بودند و خیلی به دستورات ارشد خود توجه نداشتند و فرامین را به خوبی اجرا نمی کردند ، جناب خضرایی از ارشد خواست تا گروهان را متوقف کند . او نیز چنین کرد و جملگی باز ایستادند آن گاه خطاب به آنان گفت : شما ماشاءالله جوان هستید و من دست کم دو برابر شما از سنم گذشته است اگر موافق باشید مسیری را به اتفاق بدویم .
سپس نقطه ای را به آنان نشان داد و از آنان خواست تا همزمان با صدور فرمانش به سمت آن نقطه بدوند او یادآور شد که شما در اوج قدرت و نشاط هستید و بالطبع نباید از من عقب بیفتید .
من نیز به اتفاق چند نفر از کارکنان دیگر نظاره گر این مسابقه بودیم با فرمان ایشان هنرآموزان به طور همزمان دویدند و هر یک سعی میکرد تا از قافله عقب نماند ما همچنان به نقطه پایانی این مسابقه چشم دوخته بودیم سرانجام ایشان جزو نفرات اول بود و در واقع بسیاری از هنر آموزان نتوانسته بودند با ایشان رقابت کنند در آن روز او با این تدبیرش روح نشاط و شادمانی را در هنرآموزان زنده کرد و به آنان تحرکی بخشید که البته این نشاط و شادمانی پس از خداحافظی ما کاملا در حرکات و اجرای فرامین آنها مشهود بود .
علی صیاد شیرازی، سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز از توابع استان خراسان متولد شد.